تبلیغات
شیعه ی مهدی (عج) - تــاریــخــچــه مسجد جمکران

تــاریــخــچــه مسجد جمکران

موضوع : جمکران, نویسنده : محمد جواد ادیب | نظرات ( )

تــاریــخــچــه مسجد جمکران

شیخ حسن بن مثله جمكرانى می گوید: من شب سه شنبه، 17 ماه مبارك رمضان سال 373 هجرى قمرى در خانه خود خوابیده بودم كه ناگاه جماعتى از مردم به در خانه من آمدند و مرا از خواب بیدار كردند و گفتند:

برخیز و مولاى خود حضرت مهدى علیه السلام را اجابت كن كه تو را  طلب نموده است·

آنها مرا به محلى كه اكنون مسجد جمكران است آوردند، چون نیك نگاه كردم، تختى دیدم كه فرشى نیكو بر آن تخت گسترده شده و جوانى سى ساله بر آن تخت، تكیه بر بالش كرده  و پیرمردى هم نزد او نشسته است، آن پیر، حضرت خضر علیه السلام بود كه مرا امر به نشستن نمود، حضرت مهدى علیه السلام مرا به نام خودم خواند و فرمود:

برو به حسن مسلم (كه در این زمین كشاورزى مىكند) بگو: این زمین شریفى است و حق تعالى آن را از زمین هاى دیگر برگزیده است، و دیگر نباید در آن كشاورزى كند·

عرض كردم: یا سیدى و مولاى! لازم است كه من دلیل و نشانه اى داشته باشم و گرنه مردم حرف مرا قبول نمىكنند، آقا فرمود:

تو برو و آن رسالت را انجام بده،  ما نشانه هایى براى آن قرار مىدهیم، و همچنین نزد سید ابوالحسن (یكى از علماى قم ) برو و به او بگو: حسن مسلم را احضار كند و سود چند ساله را كه از زمین به دست آورده است، وصول كند و با آن پول در این زمین مسجدى بنا نماید·


بقیه و تصاویر در ادامه مطلب تاریخچه مسجد جمكران‌ 

 آن‌ چه‌ مسلم‌ است‌، این‌ است‌ كه‌ این‌ مسجد، بیش‌ از یك‌ هزار سال‌ پیش‌ به‌ فرمان‌ حضرت‌ بقیة‌ الله، ارواحنا فداه‌، در بیداری‌، نه‌ در خواب‌ تأسیس‌ گردید و در طول‌ قرون‌ و اعصار، پناهگاه‌ شیعیان‌ و پایگاه‌ منتظران‌ و تجلّی‌گاه‌ حضرت‌ صاحب‌ الزمان‌ (علیه السلام)  بوده‌ است‌.
 علامة‌ بزرگوار، میرزا حسین‌ نوری‌، (متوفای‌ 1320 هجری‌) در كتاب‌ ارزش‌مند نجم‌ ثاقب‌ كه‌ به‌ فرمان‌ میرزای‌ بزرگ‌، آن‌ را تألیف‌ كرد و میرزای‌ شیرازی‌، در تقریظ‌ خود، از آن‌ ستایش‌ فراوان‌ كرد و نوشت‌: «برای‌ تصحیح‌ عقیدة‌ خود، به‌ این‌ كتاب‌ مراجعه‌ كنند تا از لمعانِ انوار هدایت‌اش‌، به‌ سر منزل‌ یقین‌ و ایمان‌ برسند»   تاریخچة‌ تأسیس‌ مسجد مقدس‌ جمكران‌ را به‌ شرح‌ زیر آورده‌ است‌:
 شیخ‌ فاضل‌، حسن‌ بن‌ محمد بن‌ حسن‌ قمی‌، معاصر شیخ‌ صدوق‌، در كتاب‌ تاریخ‌ قم‌ از كتاب‌ مونس‌ الحزین‌ فی‌ معرفة‌ الحق‌ و الیقین‌ ـاز تألیفات‌ شیخ‌ صدوق‌ـ بنای‌ مسجد جمكران‌ را به‌ این‌ عبارت‌ نقل‌ كرده‌ است‌:
 شیخ‌ عفیف‌ صالح‌ حسن‌ بن‌ مثلة‌ جمكرانی‌ می‌گوید:
 شب‌ سه‌ شنبه‌، هفدهم‌ ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ 393 هجری‌،   در سرای‌ خود خفته‌ بودم‌ كه‌ جماعتی‌ به‌ درِ سرای‌ من‌ آمدند. نصفی‌ از شب‌ گذشته‌ بود. مرا بیدار كردند و گفتند: «برخیز و امر امام‌ محمد مهدی‌ صاحب‌ الزمان‌  ، صلوات‌ الله علیه‌ را اجابت‌ كن‌ كه‌ ترا می‌خواند».
 حسن‌ بن‌ مثله‌ می‌گوید: «من‌، برخاستم‌ و آماده‌ شدم‌» چون‌ به‌ در سرای‌ رسیدم‌، جماعتی‌ از بزرگان‌ را دیدم‌. سلام‌ كردم‌. جواب‌ دادند و خوشامد گفتند و مرا به‌ آن‌ جایگاه‌ كه‌ اكنون‌ مسجد (جمكران‌) است‌، آوردند».
 چون‌ نیك‌ نگاه‌ كردم‌، دیدم‌ تختی‌ نهاده‌ و فرشی‌ نیكو بر آن‌ تخت‌ گسترده‌ و بالش‌های‌ نیكو نهاده‌ و جوانی‌ سی‌ ساله‌، بر روی‌ تخت‌، بر چهار بالش‌، تكیه‌ كرده‌، پیر مردی‌ در مقابل‌ او نشسته‌، كتابی‌ در دست‌ گرفته‌، بر آن‌ جوان‌ می‌خواند.


 بیش‌ از شصت‌ مرد كه‌ برخی‌ جامة‌ سفید و برخی‌ جامة‌ سبز بر تن‌ داشتند، برگرد او روی‌ زمین‌ نماز می‌خواندند.
 آن‌ پیر مرد كه‌ حضرت‌ خضر (علیه السلام) بود، مرا نشاند و حضرت‌ امام‌ (علیه السلام) مرا به‌ نام‌ خود خواند و فرمود: «برو به‌ حسن‌ بن‌ مسلم‌   بگو: «تو، چند سال‌ است‌ كه‌ این‌ زمین‌ را عمارت‌ می‌كنی‌ و ما خراب‌ می‌كنیم‌. پنج‌ سال‌ زراعت‌ كردی‌ و امسال‌ دیگر باره‌ شروع‌ كردی‌، عمارت‌ می‌كنی‌، رخصت‌ نیست‌ كه‌ تو دیگر در این‌ زمین‌ زراعت‌ كنی‌، باید هرچه‌ از این‌ زمین‌ منفعت‌ برده‌ای‌، برگردانی‌ تا در این‌ موضع‌ مسجد بنا كنند».
 به‌ حسن‌ بن‌ مسلم‌ بگو: «این‌ جا، زمین‌ شریفی‌ است‌ و حق‌ تعالی‌ این‌ زمین‌ را از زمین‌های‌ دیگر برگزیده‌ و شریف‌ كرده‌ است‌، تو آن‌ را گرفته‌ به‌ زمین‌ خود ملحق‌ كرده‌ای‌! خداوند، دو پسر جوان‌ از تو گرفت‌ و هنوز هم‌ متنبّه‌ نشده‌ای‌! اگراز این‌ كار بر حذر نشوی‌، نقمت‌ خداوند، از ناحیه‌ای‌ كه‌ گمان‌ نمی‌بری‌ بر تو فرو می‌ریزد».
 حسن‌ بن‌ مثله‌ عرض‌ كرد: «سیّد و مولای‌ من‌! مرا در این‌ باره‌، نشانی‌ لازم‌ است‌؛ زیرا مردم‌ سخن‌ مرا بدون‌ نشانه‌ و دلیل‌ نمی‌پذیرند».
 امام‌ (علیه السلام) فرمود: «تو برو رسالت‌ خود را انجام‌ بده‌، ما در این‌ جا علامتی‌ می‌گذاریم‌ كه‌ گواه‌ گفتار تو باشد. برو به‌ نزد سیّد ابوالحسن‌، و بگو تا برخیزد و بیاید و آن‌ مرد را بیاورد و منفعت‌ چند ساله‌ را از او بگیرد و به‌ دیگران‌ دهد تا بنای‌ مسجد بنهند، و باقی‌ وجوه‌ را از رهق‌   به‌ ناحیة‌ اردهال‌ كه‌ ملك‌ ما است‌، بیاورد، و مسجد را تمام‌ كند، و نصفِ رهق‌ را بر این‌ مسجد وقف‌ كردیم‌ كه‌ هر ساله‌ وجوه‌ آن‌ را بیاورند و صرف‌ عمارت‌ مسجد كنند.
 مردم‌ را بگو تا به‌ این‌ موضع‌ رغبت‌ كنند و عزیز بدارند و چهار ركعت‌ نماز در این‌ جا بگذارند: دو ركعت‌ تحیّت‌ مسجد، در هر ركعتی‌، یك‌ بار «سورة‌ حمد» و هفت‌ بار سورة‌ «قل‌ هو الله احد» (بخوانند) و تسبیح‌ ركوع‌ و سجود را، هفت‌ بار بگویند.
 و دو ركعت‌ نماز صاحب‌ الزمان‌ بگذارند، بر این‌ نسق‌ كه‌ در (هنگام‌ خواندن‌ سورة‌)حمد چون‌ به‌ «ایّاك‌ نعبد و ایّاك‌ نستعین‌» برسند، آن‌ را صد بار بگویند، و بعد از آن‌، فاتحه‌ را تا آخر بخوانند. ركعت‌ دوم‌ را نیز به‌ همین‌ طریق‌ انجام‌ دهند. تسبیح‌ ركوع‌ و سجود را نیز هفت‌ بار بگویند. هنگامی‌ كه‌ نماز تمام‌ شد، تهلیل‌ (یعنی‌، لا إله‌ الاّ الله)   بگویند و تسبیح‌ فاطمة‌ زهرا(علیها السلام)  را بگویند. آن‌ گاه‌ سر بر سجده‌ نهاده‌، صد بار صلوات‌ بر پیغمبر و آل‌اش‌، صلوات‌ الله علیهم‌، بفرستند».
 و این‌ نقل‌، از لفظ‌ مبارك‌ امام‌ (علیه السلام)  است‌ كه‌ فرمود:
 «فَمَنْ صلاّهما، فكأنّما صلّی‌ فی‌ البیت‌ العتیق‌».
 هركس‌، این‌ دو ركعت‌ (یا این‌ دو نماز) را بخواند، گویی‌ در خانة‌ كعبه‌ آن‌ را خوانده‌ است‌.
 حسن‌ بن‌ مثله‌ می‌گوید: «در دل‌ خود گفتم‌ كه‌ تو این‌ جا را یك‌ زمین‌ عادی‌ خیال‌ می‌كنی‌، این‌ جا مسجد حضرت‌ صاحب‌ الزمان‌ (علیه السلام)  است‌».
 پس‌ آن‌ حضرت‌ به‌ من‌ اشاره‌ كردند كه‌ برو!
 چون‌ مقداری‌ راه‌ پیمودم‌، بار دیگر مرا صدا كردند و فرمودند: «در گلّة‌ جعفر كاشانی‌ ـچوپان‌ـ بُزی‌ است‌، باید آن‌ بز را بخری‌. اگر مردم‌ پول‌اش‌ را دادند، با پول‌ آن‌ خریداری‌ كن‌، و گرنه‌ پول‌اش‌ را خودت‌ پرداخت‌ كن‌. فردا شب‌ آن‌ بُز را بیاور و در این‌ موضع‌ ذبح‌ كن‌. آن‌ گاه‌ روز چهارشنبه‌   هجدهم‌ ماه‌ مبارك‌ رمضان‌، گوشت‌ آن‌ بُز را بر بیماران‌ و كسانی‌ كه‌ مرض‌ صعب‌ العلاج‌ دارند، انفاق‌ كن‌ كه‌ حق‌ تعالی‌ همه‌ را شفا دهد.
 آن‌ بُز، ابلق‌ است‌. موهای‌ بسیار دارد. هفت‌ نشان‌ سفید و سیاه‌، هر یكی‌ به‌ اندازة‌ یك‌ درهم‌، در دو طرف‌ آن‌ است‌ كه‌ سه‌ نشان‌ در یك‌ طرف‌ و چهار نشان‌ در طرف‌ دیگر آن‌ است‌».
 آن‌ گاه‌ به‌ راه‌ افتادم‌. یك‌ بار دیگر مرا فرا خواند و فرمود: «هفت‌ روز یا هفتاد روز ما در اینجاییم‌.
 حسن‌ بن‌ مثله‌ می‌گوید: «من‌، به‌ خانه‌ رفتم‌ و همة‌ شب‌ را در اندیشه‌ بودم‌ تا صبح‌ طلوع‌ كرد. نماز صبح‌ خواندم‌ و به‌ نزد علی‌ منذر رفتم‌ و آن‌ داستان‌ را با او در میان‌ نهادم‌.
 همراه‌ علی‌ منذر، به‌ جایگاه‌ دیشب‌ رفتیم‌. پس‌ او گفت‌: «به‌ خدا سوگند كه‌ نشان‌ و علامتی‌ كه‌ امام‌ (علیه السلام)  فرموده‌ بود، این‌ جا نهاده‌ است‌ و آن‌، این‌ كه‌ حدود مسجد، با میخ‌ها و زنجیرها مشخص‌ شده‌ است‌».
 آن‌ گاه‌ به‌ نزد سیّد ابوالحسن‌ الرضا رفتیم‌. چون‌ به‌ سرای‌ وی‌ رسیدیم‌ غلامان‌ و خادمان‌ ایشان‌ گفتند:
 «شما از جمكران‌ هستید؟» گفتیم‌: «آری‌». پس‌ گفتند: «از اول‌ بامداد، سید ابوالحسن‌ در انتظار شما است‌».
 پس‌ وارد شدم‌ و سلام‌ گفتم‌. جواب‌ نیكو داد و بسیار احترام‌ كرد و مرا در جای‌ نیكو نشانید. پیش‌ از آن‌ كه‌ من‌ سخن‌ بگویم‌، او سخن‌ آغاز كرد و گفت‌: «ای‌ حسن‌ بن‌ مثله‌! من‌ خوابیده‌ بودم‌. شخصی‌ در عالم‌ رؤیا به‌ من‌ گفت‌:
 «شخصی‌ به‌ نام‌ حسن‌ بن‌ مثله‌، بامدادان‌ از جمكران‌ پیش‌ تو خواهد آمد، آن‌ چه‌ بگوید اعتماد كن‌ وگفتارش‌ را تصدیق‌ كن‌ كه‌ سخن‌ او، سخن‌ ما است‌. هرگز، سخن‌ او را ردّ نكن‌». از خواب‌ بیدار شدم‌ و تا این‌ ساعت‌ در انتظار تو بودم‌.
 حسن‌ بن‌ مثله‌، داستان‌ را مشروحاً برای‌ او نقل‌ كرد. سید ابوالحسن‌، دستور داد بر اسب‌ها زین‌ نهادند. سوار شدند. به‌ سوی‌ دِه‌ (جمكران‌) رهسپار گردیدند.
 چون‌ به‌ نزدیك‌ دِه‌ رسیدند، جعفر شبان‌ را دیدند كه‌ گله‌اش‌ را در كنار راه‌ به‌ چرا آورده‌ بود. حسن‌ بن‌ مثله‌، به‌ میان‌ گله‌ رفت‌ آن‌ بز كه‌ از پشت‌ سر گله‌ من‌ آمد، به‌ سویش‌ دوید. حسن‌ بن‌ مثله‌، آن‌ بُز را گرفت‌ و خواست‌ پولش‌ را پرداخت‌ كند كه‌ جعفر گفت‌: «به‌ خدا سوگند! تا به‌ امروز، من‌ این‌ بز را ندیده‌ بودم‌ و هرگز در گلة‌ من‌ نبود، جز امروز كه‌ در میان‌ گله‌، آن‌ را دیدم‌ و هرچند خواستم‌ كه‌ آن‌ رابگیرم‌، میسّر نشد».
 پس‌ آن‌ بُز را به‌ جایگاه‌ آوردند و در آن‌ جا سر بریدند.
 سید ابوالحسن‌ الرضا به‌ آن‌ محل‌ معهود آمد و حسن‌ بن‌ مسلم‌ را احضار كرد و منافع‌ زمین‌ را از او گرفت‌.
 آن‌ گاه‌ وجوه‌ رهق‌ را نیز از اهالی‌ آن‌ جا گرفتند و به‌ ساختمان‌ مسجد پرداختند و سقف‌ مسجد را با چوب‌ پوشانیدند.
 سید ابوالحسن‌ الرضا، زنجیرها و میخ‌ها را به‌ قم‌ آورد و در خانة‌ خود نگهداری‌ كرد. هر بیماری‌ صعب‌ العلاجی‌ كه‌ خود را به‌ این‌ زنجیرها می‌مالید، در حال‌، شفا می‌یافت‌.
 ابوالحسن‌ الرضا وفات‌ كرد و در محلة‌ موسویان‌ (خیابان‌ آذر فعلی‌) مدفون‌ شد، یكی‌ از فرزندان‌اش‌ بیمار گردید. داخل‌ اطاق‌ شده‌ سر صندوق‌ را برداشت‌ زنجیرها و میخ‌ها را نیافت‌».

 منبع‌شناسی‌ مسجد جمكران‌
 منابع‌ تأسیس‌ مسجد مقدس‌ جمكران‌ به‌ فرمان‌ حضرت‌ صاحب‌ الزمان‌، ارواحنا فداه‌ بر اساس‌ تسلسل‌ زمانی‌، به‌ شرح‌ زیر است‌:
 1. نخستین‌ كسی‌ كه‌ این‌ داستان‌ را در كتاب‌ خود آورده‌، ابو جعفر محمد بن‌ علی‌ بن‌ بابویه‌، مشهور به‌ شیخ‌ صدوق‌ (متوفای‌ 381هجری‌) است‌. ایشان‌، مشروح‌ آن‌ را در كتاب‌ مونس‌ الحزین‌ فی‌ معرفة‌ الحق‌ و الیقین‌ درج‌ كرده‌ است‌.
 باتوجه‌ به‌ این‌ كه‌ تأسیس‌ این‌ مسجد در عصر شیخ‌ صدوق‌ ؛  واقع‌ شده‌، و ایشان‌ در قم‌ زندگی‌ می‌كرد، طبعاً همة‌ جزئیات‌ آن‌ را بدون‌ واسطه‌ از حسن‌ بن‌ مثله‌، و سیّد ابوالحسن‌ الرضا و دیگر شاهدان‌ عینی‌، شنیده‌ و نقل‌ كرده‌ است‌.
 كتاب‌ مونس‌ الحزین‌، همانند دهها اثر گران‌ بهای‌ دیگر شیخ‌ صدوق‌، در طول‌ زمان‌، از بین‌ رفته‌ و به‌ دست‌ ما نرسیده‌ است‌.
 2. حسن‌ بن‌ محمد بن‌ حسن‌ قمی‌، معاصر شیخ‌ صدوق‌، صاحب‌ كتاب‌ گران‌ سنگ‌ تاریخ‌ قم‌، شرح‌ آن‌ واقعه‌ را از كتاب‌ شیخ‌ صدوق‌ نقل‌ كرده‌ است‌.
 كتاب‌ تاریخ‌ قم‌ در عصر شیخ‌ صدوق‌، به‌ سال‌ 378 هجری‌، در بیست‌ باب‌ به‌ رشتة‌ تحریر درآمده‌ است‌.
 3. حسن‌ بن‌ علی‌ بن‌ حسن‌ بن‌ عبدالملك‌ قمی‌، به‌ سال‌ 865 هجری‌ آن‌ را به‌ فارسی‌ ترجمه‌ كرده‌ است‌.
 4. متن‌ عربی‌ كتاب‌، به‌ دست‌ مولی‌ محمد باقر مجلسی‌، (متوفای‌ 1110 هجری‌) نرسیده‌، ولی‌ ترجمة‌ فارسی‌ آن‌ به‌ دست‌ ایشان‌ رسیده‌   و احادیث‌ مربوط‌ به‌ قم‌ را در جلد «السماء و العالم‌» از آن‌ روایت‌ كرده‌ است‌.
 5. سید نعمت‌ الله جزائری‌، صاحب‌ انوار نعمانیه‌ (متوفای‌ 1112هجری‌) ترجمة‌ فارسی‌ آن‌ را دیده‌ و داستان‌ تأسیس‌ مسجد مقدس‌ جمكران‌ را با خط‌ خود، از آن‌ استنساخ‌ كرده‌ است‌.
 6. شاگرد فرزانة‌ علامه‌ مجلسی‌، میرزا عبدالله افندی‌، (متوفای‌ 1130هجری‌) نسخه‌ای‌ از ترجمة‌ فارسی‌ آن‌ را در بیست‌ باب‌، در قم‌ مشاهده‌ كرده‌ و گزارش‌ آن‌ را در تألیف‌ گران‌ بهای‌ خود آورده‌ و تصریح‌ كرده‌ كه‌ این‌ ترجمه‌، به‌ سال‌ 865 هجری‌، به‌ دستور خواجه‌ فخرالدین‌ ابراهیم‌، انجام‌ یافته‌ است‌.
 7. سید امیر محمد اشرف‌، معاصر و شاگرد علامه‌ مجلسی‌، صاحب‌ كتاب‌ فضائل‌ السادات‌ (متوفای‌ 1145هجری‌) متن‌ عربی‌ آن‌ را دیده‌ و از آن‌ نقل‌ كرده‌ است‌.
 8. سید محمد بن‌ محمد هاشم‌ رضوی‌ قمی‌، به‌ سال‌ 1179 هجری‌، بنا به‌ خواهش‌ محمد صالح‌ معلم‌ قمی‌، كتابی‌ در این‌ رابطه‌ تألیف‌ كرده‌ و آن‌ را خلاصة‌ البلدان‌ نام‌ نهاده‌ است‌. این‌ كتاب‌، احادیث‌ مربوط‌ به‌ شرافت‌ قم‌ و تاریخچة‌ تأسیس‌ مسجد مقدس‌ جمكران‌ رادر بر دارد.
 9. شایستة‌ تأمل‌ است‌ كه‌ آقا محمد علی‌ كرمانشاهی‌، فرزند وحید بهبهانی‌، (متوفای‌ 1216 هجری‌) به‌ متن‌ عربی‌ تاریخ‌ قم‌ دست‌ رسی‌ داشته‌ و در حاشیة‌ خود بر كتاب‌ نقد الرجال‌ تفرشی‌، شرح‌ حال‌ «حسن‌ بن‌ مثله‌» و خلاصة‌ داستان‌ تأسیس‌ مسجد مقدس‌ جمكران‌ را به‌ نقل‌ از متن‌ عربی‌ آن‌ آورده‌ است‌.
 10. محقق‌ و متتبع‌ بی‌نظیر، میرزا حسین‌ نوری‌، موفای‌ 1320هجری‌، پس‌ از جست‌ و جوی‌ فراوان‌، به‌ هشت‌ باب‌ از ترجمة‌ تاریخ‌ قم‌ دست‌ یافته‌ (جنة‌ المأوی‌، ص‌ 47 و بحار، ج‌ 53، ص‌ 234) و مشروح‌ داستان‌ تأسیس‌ مسجد مقدس‌ جمكران‌ را از ترجمة‌ تاریخ‌ قم‌، از روی‌ دست‌ خط‌ سید نعمت‌ الله جزائری‌، در آثار ارزش‌مند خود آورده‌ است‌:
 1. جنة‌ المأوی‌، چاپ‌ بیروت‌، دار المحجة‌ البیضاء، 1412هجری‌، ص‌ 42 ـ 46.
 2. همان‌، به‌ پیوست‌، بحار الانوار، چاپ‌ بیروت‌، مؤسسة‌ الوفاء، 1403 هجری‌، ج‌ 53، ص‌ 230 ـ 234.
 3. نجم‌ ثاقب‌، چاپ‌ تهران‌، علمیة‌ اسلامیه‌، بی‌تا، ص‌ 212 ـ 215.
 4. كلمة‌ طیبه‌، چاپ‌ سنگی‌، بمبئی‌، 1303 هجری‌، ص‌ 337.
 5. مستدرك‌ الوسائل‌، چاپ‌ قم‌، مؤسسة‌ آل‌ البیت‌ : ، 1407 هجری‌، ج‌ 3، ص‌ 432 و 447.
 11. شیخ‌ محمد علی‌ كچویی‌ قمی‌ (متوفای‌ 1335هجری‌) مشروح‌ آن‌ را از كتاب‌های‌ خلاصة‌ البلدان‌، نجم‌ ثاقب‌، كلمة‌ طیّبه‌، در كتاب‌ ارزش‌مند أنوار المشعشعین‌، چاپ‌ قم‌، كتابخانة‌ آیة‌ الله مرعشی‌، 1423 هجری‌، ج‌ اول‌، ص‌ 441 ـ 449 (چاپ‌ سنگی‌ 1327 هجری‌، جلد اول‌، ص‌ 184 ـ 189)، نقل‌ كرده‌ است‌.
 12. حاج‌ شیخ‌ علی‌ یزدی‌ حائری‌ (متوفای‌ 1333هجری‌) مشروح‌ آن‌ را در كتاب‌ الزام‌ الناصب‌، چاپ‌ بیروت‌، مؤسسة‌ اعلمی‌، 1397 هجری‌، جلد دوم‌، ص‌ 58 ـ 62، به‌ نقل‌ از محدث‌ نوری‌، از ترجمه‌ تاریخ‌ قم‌ آورده‌ است‌.
 13. همة‌ كسانی‌ كه‌ بعد از محدث‌ نوری‌ دربارة‌ تاریخ‌ قم‌ كتاب‌ نوشته‌اند، مشروح‌ داستان‌ تأسیس‌ مسجد مقدس‌ جمكران‌ را از ایشان‌ نقل‌ كرده‌اند. شیخ‌ محمد حسن‌ ناصر الشریعه‌، متوفای‌ 1380 هجری‌، در تاریخ‌ قم‌، چاپ‌ قم‌، مؤسسة‌ مطبوعاتی‌ دار العلم‌ 1342 شمسی‌، ص‌ 147 ـ 156، یكی‌ از آن‌ افراد است‌.
 14. همة‌ علمای‌ معاصر كه‌ در این‌ رابطه‌ كتاب‌ نوشته‌اند، همانند علامة‌ معاصر آیة‌ الله حاج‌ شیخ‌ محمد غروی‌، در كتاب‌ گران‌ سنگ‌ المختار من‌ كلمات‌ الامام‌ المهدی‌ 7 ، چاپ‌ قم‌، 1414 هجری‌، جلد یكم‌، ص‌ 440 ـ 448، نیز به‌ این‌ واقعه‌ اشاره‌ كرده‌ است‌.
 15. در این‌ اواخر، در كتاب‌های‌ مستقل‌ و مستندی‌ ـمانند موارد زیر ـبه‌ شرح‌ و بسط‌ داستان‌ تأسیس‌ مسجد مقدس‌ جمكران‌ پرداخته‌ شده‌ است‌:
 1. تاریخ‌ بنای‌ مسجد جمكران‌
 2. تاریخ‌ مسجد مقدس‌ جمكران‌
 3. تاریخچة‌ بنای‌ مسجد جمكران‌
 4. توجه‌ امام‌ زمان‌ به‌ مسجد جمكران‌
 5. توشة‌ مسجد جمكران‌
 6. در بارگاه‌ منتظر
 7. در حریم‌ جمكران‌
 8. سیمای‌ مسجد جمكران‌
 9. فیض‌ حضور برای‌ گمشدگان‌
 10. مباحثی‌ چند دربارة‌ مسجد جمكران‌
 11. مسجد مقدس‌ جمكران‌
 12. مسجد جمكران‌ المقدس‌
 13. مسجد صاحب‌ الزمان‌
 14. معجزه‌ای‌ مسجد جمكران‌
 برای‌ كسب‌ معلومات‌ وسیع‌تر در مورد آثار یاد شده‌، به‌ كتابنامة‌ حضرت‌ مهدی‌ 7  تحت‌ عناوین‌ فوق‌، مراجعه‌ فرمایید:

 پیشگویی‌ امیرمؤمنان‌ (علیه السلام)  از مسجد جمكران‌
 مطابق‌ نقل‌ خلاصة‌ البلدان‌ از كتاب‌ مونس‌ الحزین‌ شیخ‌ صدوق‌، امیرمؤمنان‌ (علیه السلام)  از مسجد مقدس‌ جمكران‌ سخن‌ گفته‌ است‌.
 محمد بن‌ محمد بن‌ هاشم‌ حسینی‌ رضوی‌ قمی‌، به‌ تقاضای‌ مولی‌ محمد صالح‌ قمّی‌، به‌ سال‌ 1179هجری‌، دربارة‌ فضیلت‌ شهر قم‌ و تاریخچة‌ تأسیس‌ مسجد مقدس‌ جمكران‌، كتاب‌ ارزشمندی‌ تألیف‌ و آن‌ را خلاصة‌ البلدان‌ نام‌ نهاده‌ است‌.
 شیخ‌ آقا بزرگ‌ تهرانی‌، این‌ كتاب‌ را مشاهده‌ كرده‌ و گزارش‌ آن‌ را در الذریعه‌ آورده‌ است‌.
 مرحوم‌ كاتوزیان‌، این‌ كتاب‌ را در اختیار داشته‌، فرازهایی‌ از این‌ كتاب‌ را در كتاب‌ أنوار المشعشعین‌ آورده‌ است‌.
 وی‌ در این‌ رابطه‌، حدیثی‌ از امیرمؤمنان‌ (علیه السلام)  آورده‌، كه‌ فرازهایی‌ از آن‌ را در این‌ جا می‌آوریم‌ و علاقه‌مندان‌ به‌ تفصیل‌ بیش‌تر را به‌ كتاب‌ انوار المشعشعین‌ رهنمون‌ می‌شویم‌. او می‌گوید:
 در كتاب‌ خلاصة‌ البلدان‌ از كتاب‌ مونس‌ الحزین‌ ـ از تصنیفات‌ شیخ‌ صدوق‌ با سند صحیح‌ و معتبر، از امیرمؤمنان‌ (علیه السلام) روایت‌ كرده‌ كه‌ خطاب‌ به‌ حذیفه‌ فرمود: «ای‌ پسر یمانی‌! در اول‌ ظهور، خروج‌ نماید قائم‌ آل‌ محمد (علیه السلام)  از شهری‌ كه‌ آن‌ را قم‌ گویند   و مردم‌ را دعوت‌ به‌ حق‌ می‌كند، همة‌ خلائق‌ از شرق‌ و غرب‌، به‌ آن‌ شهر روی‌ آورند و اسلام‌، تازه‌ شود...
 ای‌ پسر یمانی‌! این‌ زمین‌ مقدس‌ است‌، از همة‌ لوث‌ها، پاك‌ است‌...
 عمارت‌ آن‌، هفت‌ فرسنگ‌ در هشت‌ فرسنگ‌ باشد. رایت‌ وی‌ بر این‌ كوه‌ سفید بزنند، به‌ نزد دهی‌ كهن‌، كه‌ در جنب‌ مسجد است‌، و قصری‌ كهن‌ ـكه‌ قصر مجوس‌ است‌ـ و آن‌ را «جمكران‌» خوانند. از زیر یك‌ منارة‌ آن‌ مسجد بیرون‌ آید، نزدیك‌ آن‌ جا كه‌ آتش‌ خانة‌ گبران‌ بوده‌...».
 از این‌ حدیث‌ شریف‌، استفاده‌ می‌شود به‌ طوری‌ كه‌ مسجد سهله‌ در دوران‌ ظهور حضرت‌ بقیة‌ الله، اروحنا فداه‌، پایگاه‌ آن‌ حضرت‌ خواهد بود، مسجد مقدس‌ جمكران‌ نیز در عصر ظهور، جایگاه‌ خاصّی‌ دارد و پایگاه‌ دیگری‌ برای‌ آن‌ حضرت‌ است‌.
 مرحوم‌ كاتوزیان‌، پس‌ از نقل‌ متن‌ كامل‌ حدیث‌، به‌ شرح‌ و تفسیر آن‌ پرداخته‌، دربارة‌ كوه‌ سفید و قصر مجوس‌ و دیگر تعبیرهایی‌ كه‌ در حدیث‌ شریف‌ آمده‌ و ما به‌ جهت‌ اختصار نیاوردیم‌، به‌ تفصیل‌ سخن‌ گفته‌ است‌.
 خوانندگان‌ گرامی‌، توجه‌ دارند كه‌ احادیث‌ ملاحم‌، چندان‌ نیازی‌ به‌ تحقیق‌ در سند ندارند؛ زیرا معصومان‌ :  كه‌ با سرچشمة‌ وحی‌ مربوط‌ بودند، شخص‌ دیگری‌ نمی‌توانست‌ خبری‌ بگوید كه‌ صدها سال‌ بعد تحقق‌ پیدا كند.
 روزی‌ كه‌ امیرمؤمنان‌ (علیه السلام)  به‌ حذیفه‌ از مسجد جمكران‌ خبر می‌داد، در سرزمین‌ حجاز، عراق‌، كمتر كسی‌ نام‌ قم‌ را شنیده‌ بود، لذا می‌بینیم‌ كه‌ در احادیث‌ فراوانی‌، به‌ هنگام‌ بحث‌ از قم‌، به‌ «در نزدیكی‌ ری‌» تعبیر شده‌ تا به‌ این‌ وسیله‌، موقعیت‌ جغرافیایی‌ شهر قم‌، برای‌ اصحاب‌ ائمه‌ :  روشن‌ گردد.
 از این‌ رهگذر، احتمال‌ نمی‌رود كه‌ احدی‌ از مردم‌ حجاز، نام‌ جمكران‌ را به‌ عنوان‌ یكی‌ دهات‌ قم‌ شنیده‌ باشد.
 نكات‌ ریزی‌ كه‌ در مورد قصر مجوس‌ و آتش‌ خانة‌ گبران‌ آمده‌، مطلبی‌ نبود كه‌ در حجاز و عراق‌، كسی‌ از آن‌ آگاه‌ باشد.
 به‌ هنگام‌ صدور این‌ حدیث‌ از مولای‌ متقیان‌ (علیه السلام) ، كسی‌ نمی‌توانست‌ پیش‌ بینی‌ كند كه‌ كنار ده‌ جمكران‌، در آینده‌، مسجدی‌ ساخته‌ خواهد شد و با حضرت‌ بقیة‌ الله (علیه السلام)  كه‌ روز متولد نشده‌ بود، ارتباط‌ خواهد داشت‌.
 هنگامی‌ كه‌ شیخ‌ صدوق‌، این‌ حدیث‌ را در كتاب‌ مونس‌ الحزین‌ درج‌ می‌كرد، بدون‌ دید، این‌ مسجد، مناره‌ نداشت‌.
 هنگامی‌ كه‌ صاحب‌ خلاصة‌ البلدان‌، در قرن‌ دوازدهم‌، این‌ حدیث‌ را از مونس‌ الحزین‌ نقل‌ می‌كرد باز هم‌ مسجد مقدس‌ جمكران‌، مناره‌ای‌ نداشت‌؛ زیرا، برای‌ نخستین‌ بار، در سال‌ 1318 هجری‌، یك‌ مناره‌ در زاویة‌ جنوب‌ شرقی‌ مسجد ساخته‌ شد.
 هنگامی‌ كه‌ مرحوم‌ كاتوزیان‌، این‌ حدیث‌ را در كتاب‌ انوار المشعشعین‌ می‌نوشت‌، مسجد جمكران‌، فقط‌ یك‌ مناره‌ داشت‌ و تا چند سال‌ پیش‌ نیز به‌ همین‌ منوال‌ بود، ولی‌ در حدیث‌ آمده‌ است‌ كه‌ «از زیر یك‌ منارة‌ آن‌، مسجد بیرون‌ آید».
 این‌ تعبیر، صریح‌ است‌ در این‌ كه‌ به‌ هنگام‌ ظهور حضرت‌ بقیة‌ الله ارواحنا فداه‌، مسجد مقدس‌ جمكران‌، بیش‌ از یك‌ مناره‌ خواهد داشت‌، در حالی‌ كه‌ به‌ هنگام‌ چاپ‌ كتاب‌ 1327 هجری‌) مسجد، فقط‌ یك‌ مناره‌ داشت‌.

ادامه مطلب

نظرات این پست

این نظر توسط call duty heroes cheats در تاریخ یکشنبه 6 اسفند 1396 06:23 ق.ظ دقیقه ارسال شده است
مطمئنا چیز زیادی در مورد این موضوع وجود دارد.
من عاشق همه چیزهایی هستم که ساخته ام.


این نظر توسط ameblo.jp در تاریخ چهارشنبه 18 مرداد 1396 01:37 ب.ظ دقیقه ارسال شده است
What's Happening i am new to this, I stumbled upon this I've found It positively helpful and it has aided me out loads.
I hope to give a contribution & aid other users like its helped me.
Great job.


این نظر توسط manicure در تاریخ سه شنبه 22 فروردین 1396 08:59 ب.ظ دقیقه ارسال شده است
Hello! Do you know if they make any plugins to assist with Search Engine Optimization? I'm trying to get
my blog to rank for some targeted keywords but I'm not seeing very good results.
If you know of any please share. Kudos!


این نظر توسط هستی در تاریخ یکشنبه 5 آبان 1392 08:27 ب.ظ دقیقه ارسال شده است
با عرض سلام وخسته نباشید
ضمن عرض تشکرو سپاس بابت مطالب زیبایتان مخصوصا تاریخچه مسجد جمکران
راستش من چندروز پیش نائب الزیاره در مسجد جمکران بودم وخیلی دوست داشتم که تاریخچه واقعی مسجد رو بدونم و تصمیم داشتم که در اولین فرصت یه سرچی انجام بدم در این زمینه،منتهی به علت مشغله فکری یادم رفت تا اینکه امروز بطور خیلی اتفاقی یه نگاهی به وبلاگ انداختم و از اینکه این مطلب رو اینجا دیدم خیلی خوشحال شدم، ضمن تشکر مجدد یه خواهشی از نویسنده این وبلاگ داشتم که اگر امکان داره یه عکسی از خودشون رو روی وبلاگ آپلود کنند.

محمد جواد ادیب در پاسخ گفته :

سلام
ممنون از بازدیدت
عکس رو قول نمیدم
اما مطالب جدید در راهه
یا علی
بازم ممنون


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

مطالب گذشته